عشق اول خدا

شعر

عشق اول خدا

خونه‌ای که

داره دختر خودِ عرشِ کبریاس

سقفِ اون خونه خودِ آسموناس

آسموناس

 

یه دخترم

خنده‌هام عمرِ طولانیِ مامان و باباس

خونمون محلِ رفت و آمدِ فرشته‌هاس

 

دخترم خیلی عزیزم به خودم می‌بالم

زندگیم صورتیه وای که چقد خوشحالم

با وجودِ من میشه مثلِ بهشت عالم

 

مایه‌ی برکت و رحمتم توی هر خونه

این حقیقتو فقط خودِ خدا میدونه

خونه با دختر مثلِ باغِ گل میمونه

 

من یه دخترم

ایمان و وقاره تاجِ بر روی سرم

من یه دخترم

عشقِ اولِ خدام، اینه باورم

من یه دخترم

 

شادی من

اینه محبوبِ خودِ خدا بشم

لباسِ قشنگ و زیبا بپوشم

 

خوب و خوشم

وقتی که بابام نیگا کنه به من با افتخار

بگه به‌به به چنین دختر خوب و باوقار

 

همه‌ی دنیا میگن مثل گل ریحونم

دخترونه شعر اقتدارمو میخونم

دست میذارم روی زانوی خودم می تونم

 

خونواده م واسه من عزیزترین دارایی

نمیشم با خونواده م دچار تنهایی

دوست دارم تو بغلت آروم بشم بابایی

 

من یه دخترم

ایمان و وقاره تاجِ بر روی سرم

من یه دخترم

عشقِ اولِ خدام، اینه باورم

من یه دخترم

——————

فروردین 1403

صوت :

فیلم :

گالری تصاویر :

Sorry, but you do not have permission to view this content.
عشق اول خدا

پیوندها:

حسینیه

کاشوب

رادیو نینوا

شهرستان ادب